صفحه اصلی : سرویس RSS : پیوندها : تماس با ما : درباره ما
امروز:
 
 نظرسنجي  - (نتیجه)
آيا با شبکه سازي سياسي از طريق سايت موافقيد؟

 متن کامل 
تحليلى از صف بندى آرمان مستضعفين با فرقان/ دکترامير محبيان
1394 يکشنبه 3 خرداد
بزرگنمایی:

گروه فرقان در تاريخ سياسى انقلاب اسلامى بيش از آن كه از نظر توليد انديشه مطرح باشد ؛ به دليل اقدامات حذفى خود مورد توجه قرار گرفته است واين كاملا طبيعى است، زيرا نام اين گروه با صداى شليك گلوله ها در جامعه مطرح شد.
واقعيت آن است كه توليدات فكرى فرقان هر چند در مدت كوتاه از لحاظ حجم چشمگير بود ولى از لحاظ عمق با همان مبانى خود نيز قابل توجه نبود.
فرقان، اگر نيك بنگريم، بيش از آن كه تبديل به يك جريان شود، گروهى بود كه درون جريان التقاط كوشيد با ترور، براى خود جايگاهى خاص دست وپا كند.
اين نوشتار قصد ندارد به مبانى انديشه فرقان و نشانه هاى التقاط آن بپردازد، بلكه تلاش دارد به چگونگى موضع گيرى و صف بندى گروهى هم ريشه با آن بپردازد.شايد اين كوشش بتواند گوشه اى از نقد درون گفتمانى اين جريان را بشكافد.

***


تاكيد بر انطباق اسلام با انديشه ها و گرايش هاى غالب، تاريخى بس كهن دارد ولى در دهه هاى اخير پيوند اين نوع نگاه به اسلام تبعات سياسى فراوانى داشته است. غلبه نگاه پوزيتيويستى در نگاه دينى مرحوم مهندس بازرگان و يا سوسياليستى در نگاه مرحوم دكتر شريعتى، به انحاى مختلف در گرايش يافتن نسلى ازجوانان معتقد به اسلام به تفكرات خاص تاثير گذاشته است.چنانكه اكنون نيز شاهد تبعات غلبه نگاه ليبراليستى به اسلام هستيم.
آنان كه در فضاى دهه پنجاه مى زيستند، شاهد گره خوردن سه گرايش سوسياليستى و در شكل سخت تر آن ماركسيستيق€… لنينيستى يا ماركسيستيق€… مائوئيستى ، اسلام و گرايش هاى انقلابى گرى (در اشكال حاد و خشن آن) با هم، در ميان بعضى از گروه هاى سياسى و گرايش هاى نخبگى معترض با نگرش مذهبى بوده اند. گروه هاى سياسى- چريكى فعال در آن زمان به خاطر غلبه عملگرايى و نيز محدوديت هاى ناشى ازفضاى پنهانكارى- كه لازمه اقدامات چريكى ويا سياسى ضد رژيم بود- بسيارى از اين انديشه ها را بدون نقد و بررسى لازم مورد اقبال قرار مى دادند.
اگر در حوزه نگرش پوزيتيويستى كسانى چون دكتر كريم رستگار، كتاب «اسلام دين اركان طبيعت» و مهندس مصطفى ملايرى، كتاب «هفت آسمان» را مى نوشتند؛ سازمان مجاهدين خلق هم از كتاب هاى مهندس بازرگان كه نگرش انطباق با علم تجربى در آن غلبه داشت نظير «راه طى شده» يا «ذره بى انتها» و امثالهم آغاز كردند و سپس در يك فرآيند خود اجتهادى به انطباق اسلام با قواعد ماركسيسم و ... پرداختند.
فرقان از منظر آرمان مستضعفين
در ميان گروه هاى باورمند به ضرورت انطباق اسلام با گرايش هاى روشنفكرى غالب، گروه فرقان در همان مسير ولى از عمقى كمتر اما با اتكاى بيشتر به متون اسلامى به ويژه قرآن حركت مى كرد.
طبعا در تلاش اعجاب آور اكبر گودرزى براى تفسيرقرآن آن هم با دانشى بسيار اندك كه حاصل درس خواندن همزمان در دبيرستان ودرس نيمه وقت مدرسه علميه آيت الله نجفى در قم و بعد هم مطالعات غير عميق در مسجد چهلستون و در مدرسه شيخ عبدالحسين بود نتيجه اى جز اين نمى داد كه از تركيب انقلابى گرى تند گودرزى ؛ آغاز به تفسير قرآن بسيار زودهنگام وى و برداشت سطحى از ديدگاه هاى دكتر شريعتى ، انديشه اى التقاطى پديد آيد كه در ادبيات تفسيرى او خود را نشان داد.
در اين نوشتار كوتاه قصد ندارم به تكرار ديدگاه ها و يا تاريخچه زندگى و فعاليت گودرزى و يا گروه فرقان، آن هم پس از گذشت بيش از سى سال از آن فضاى متفاوت بپردازم.
آنچه شايد جالب باشد، دريافت تحليل سازمانى است كه در آغاز انقلاب به درستى همسو ولى به غلط شاخه فرقان شمرده مى شد اينان عملا داراى تحليل هاى انتقادى از موضع درون خطى نسبت به فرقان بودند ولى رابطه اى عاطفى نيز با آنها برقرار كرده بودند.
سازمان رزمندگان پيشگام مستضعفين ايران كه در جامعه سياسى آن روز با نام نشريه اش يعنى «آرمان مستضعفين» شناخته مى شد؛ از وجوه مختلف با فرقان سمپاتى داشت ولى ترديدى نيست كه نيروهاى آن كه عمدتا دانشجويان رشته هاى مختلف دانشگاهى بودند، از مطالعات و عمق بيشترى نسبت به فرقان برخوردار بودند. آرمان مستضعفينى ها البته بر كار تئوريك در حوزه هاى متنوع تاكيد بيشترى داشتند از اين رو بيش از انقلابى گرى، سوسياليسم در آنها نمود يافت چنانكه بعدها اخلافشان بر خود نام سوسياليست هاى مسلمان نهادند. آرمان مستضعفين از همان آغاز يعنى نقطه شروع فعاليتشان كه ارديبهشت 1358 بود، زير فشار اين پرسش افكارعمومى بود كه چه رابطه اى ميان آنان و فرقان وجود دارد؟ نهايتا آنان تصميم گرفتند كه به نوعى صف بندى نرم با فرقان دست بزنند .
در همين راستا در نشريه آرمان مستضعفين شماره 35 در برابر اين پرسش كلى كه نظرتان در برابر گروه فرقان چيست، اين پرسش را به اجزاى ريز تقسيم كرده و اين گونه همه شبهات را در پرسشى مطرح مى كنند:
«اين مساله كه شما وابستگى به گروه فرقان داريد ويا فرقان بازوى مسلح شما بوده است، به شدت براى كسانى كه به نحوى با سازمان شما آشنايى دارند، مطرح است و حتى گفته مى شود كه شما با گروه فرقان يكى بوده ايد اما به علت آن كه استراتژى مسلحانه آنها را نپذيرفته ايد؛ از آنها جدا شده ايد و خود خط مستقلى را دنبال كرده ايد، خود شما نظرتان در اين مورد چيست؟اساسا اين مساله را روشن كنيد كه شما چه رابطه اى با گروه فرقان داريد؟تاچه حد كار آنها را در اين شرايط تاييد مى كنيد؟»
آرمانى ها در پاسخ به اين پرسش ها ابتدا تاكيد مى كنند كه ما از همان آغاز، يعنى ارديبهشت 58 كه اولين شماره آرمان مستضعفين منتشر شد، برچسب فرقانى بودن خورده ايم . آنان بر اين باور بودند كه اساسا به علت آن كه «انديشه هاى دگماتيستى ارتجاع حاكم» توان مقابله با ايدئولوژى هاى محكم و استوار را ندارد، در موضعى تدافعى به آنها برچسب مى زند. لذا آرمانى ها با پذيرش اين اصل كه از نظر آنها «اصالت گروه فرقان امرى مسلم است» ويژگى هاى خط فكرى فرقان و موضع خودرا چنين توصيف كردند:
موضع ضدارتجاعى به جاى (موضع) ضد امپرياليستى:
آرمانى ها معتقد بودند كه فرقان با خارج سازى ايدئولوژى از موضع ضد امپرياليستى و بخشيدن موضع ضد ارتجاعى به آن، حركت را پوك و مسخ ساخت و اصالت خويش را از دست داد (دقت شود كه اين نتيجه گيرى آرمانى ها با مفروض نخست كه اصالت فرقان بود، در تعارض است) به همين دليل و از آن رو كه روش آنها با روش شريعتى در تعارض بود ؛ آرمانى ها، فرقان را ادامه دهنده حركت شريعتى نمى دانند.علت اين انحراف را هم آرمانى ها در خصوصيات روانى سردمداران فرقان(بيشتر منظور گودرزى بود) دانستند كه به آنها خصلتى ضد روحانى بخشيده بود.
سيستماتيك نبودن ايدئولوژى:
آرمانى ها معتقد بودند كه خط فكرى فرقانى ها سيستماتيك و منسجم نبود و ايدئولوژى آنها و تحليل ها و تفسيرهايشان زائيده عشق به تفسير، اما تفاسيرى غير اصولى بود. به عبارتى ايدئولوژى فرقانى ها از ديدگاه آرمان مستضعفين اصول و معيارهاى خاصى ندارد كه بتوان آن را بيرون كشيد وبر اساس آن اصول، فكر را شناخت و ادامه داد.
برخورد غير اصولى با ماترياليسم:
آرمانى ها بر اين باوربودند كه فرقانى ها از شدت مخالفت با ماترياليسم ،خود به دامن آن افتادند و در رابطه با مسائلى نظير خدا، روح،ملائكه،قيامت، بهشت و جهنم صاحب برخى بينش هاى مادى شدند. در اين قسمت آرمانى ها با شهيد مطهرى هم صف بندى كرده و معتقدند برخلاف نظر مطهرى كه فرقان را از اساس ماده گرا و ماترياليست مى داند ، فرقانى ها ابتدا ضد مادى و ضد ماترياليست بودند، ولى ضديت غير اصولى با ماترياليسم باعث شد خود به دامن ماترياليسم بيفتند ؛ به عبارتى آرمانى ها هر چند مقدمات شهيد مطهرى را نمى پذيرند ولى نتايج آن را در مورد فرقان قبول دارند.
عدم محكوم كردن خط فكرى فرقان به رغم
اذعان به نواقصش:
آرمان مستضعفين بنا بر نظر صريح خود با خط فرقان برخورد تضادى مى كند ولى تصريح دارد كه با آنها بايد خارج از خط فكرى و اصولى خودشان برخوردى انسانى صورت گيرد و تاكيد مى كنند كه «هيچ فكر و انديشه و عقيده اى تا زمانى كه در فكر و ذهنيت باشد و به مرحله عمل در نيايد ، محكوم و مطرود نيست» اما آرمان مستضعفين در قبال ترورهاى فرقان كه به معناى خشن ترين خروج از چارچوب فكر و ذهنيت است ، فقط اعلام مى كند «همانطور كه با تمام مخالفتى كه با برخى انديشه هاى ارسطويى مطهرى داريم، با ترور او از اين رو مخالفيم كه وجود او مى توانست آتش تضادهاى فكرى را شعله ور سازد و انديشه را رشد دهد» اما سزايى براى اين اقدام فرقان تعيين نمى كند وحتى در كلاس هاى آموزشى خود، محاكمه گودرزى را با محاكمه گلسرخى در دوران رژيم پهلوى مقايسه مى كردند.
محكوم سازى حملات ارتجاع به خط فرقان:
آرمان مستضعفين براى موضع گيرى در قبال اقدامات فرقان عملا در مخمصه عجيبى گرفتار افتاد ، از يكسو اقدامات فرقان را اشتباه و انديشه آن را سطحى مى دانست، از سوى ديگر خط كلى آن را نادرست نمى دانست. از يك طرف، ترورها را محكوم از طرف ديگر جمهورى اسلامى را به خاطر محاكمه آنها شديداً محكوم مى كرد.
جمع بندى:
شناخت نگارنده از «آرمان مستضعفين» حاكى از گرايش هاى تئوريك و غير پراتيك آنان بود،لذا آنها كه مدت كوتاهى از دوران مطالعاتى خود را مى گذراندند و استراتژى خود را آگاه سازى خلق مى دانستند؛ به ناگاه خود را در دام اقدامات فرقان يافتند؛آرمانى ها اساسا گودرزى را فردى مشتاق و پرتلاش در راه شريعتى ولى فاقد بنيان هاى تئوريك قوى و شناخت جدى از همه ابعاد ديدگاه دكتر مى دانستند.در قبال روحانيت نيز آنها مى كوشيدند با استراتژى آگاهسازى پيش رفته و بر اين باور بودند كه فرقان با ترورهاى خود عملا باعث شد روحانيتى كه به زعم آنان در حال جدا شدن از مردم بود؛مجددا بتواند با پشتوانه مظلوميت، شكاف خود و توده ها را پر سازد.اما ضمن انتقاد از خط فكرى و عملياتى فرقان، احساس نوعى سمپاتى و نيز احساس اين كه خط برخورد با فرقان به زودى آنها را هم در برخواهد گرفت،باعث مى شد به رغم تلاش براى ارائه تحليلى منطقى از اشتباهات فرقان درون پارادوكس عقل و احساس گرفتار آمده و نتوانند نتايج تحليل خود را با منطق تحليلى خود همسان سازند.

http://www.javannewspaper.com/1388/880212/parvandeh.htm
 
 
 
Copyright © 2007-2014 Modern Thinkers Party of Islamic Iran, All rights reserved.