صفحه اصلی : سرویس RSS : پیوندها : تماس با ما : درباره ما
امروز:
 
 نظرسنجي  - (نتیجه)
آيا با شبکه سازي سياسي از طريق سايت موافقيد؟

 متن کامل 
آموزش هاي حزبي- دلايل رواني بروز انشعاب سياسي
1391
بزرگنمایی:


نوشته دکتر امير محبيان

بروز اختلافات و رنجش هاي سياسي در ابتدا چندان جدي گرفته نمي شود ولي به مرور مي تواند معضلات شديدي پديد آورد.
 روحيه عدم طرح صريح ديدگاهها و نيز غلبه تعارفات حتي در حوزه سياست در سياست ايران معمولا منشاء بروزرنجش هايي مي شود که بخش اعظم تحولات نامطلوب سياسي متاثر از آن است ولو ظاهري پيچيده به خود بگيرد.نوشتار حاضر اشارتي اجمالي به وجهي از اين موضوع است.
***
 هر چند به ظاهر ميان فرد و سازمان تفاوت هاي آشکاري وجود دارد ولي  معمولا هر سازمان يا جريان سياسي در فرايند خروج سياسي همان مسيري را طي مي‌کند که يک فرد به هنگام جدا شدن از جمع يا فرد ديگر .
انشعاباتي که در سازمان ها رخ مي دهد يا جدايي هاي سياسي هم تابعي از علل رواني مرگ عاطفي است که قواعد و مراحل آن از لحاظ روانشناسي تبيين شده است .
روانشناسان معتقدند مراحل چهارگانه اي براي مرگ عاطفي وجود دارد که عبارتند از :
1.مخالفت
2.رنجش و عصبانيت
3.عدم پذيرش و طرد
4.سرکوبي
وجود درصدي از اختلاف نظر در هر رابطه اي طبيعي است و تفاوت ها و اختلاف ها جزئي از طبيعت رفتاري ما به‌شمار
مي رود ؛ اما در پاره اي از روابط بويژه روابط سياسي به‌دليل مصلحت بيني ها و حتي نهان روشي ها، گاهي عدم بيان مخالفت هاي کوچک منجر به تجميع اختلاف شده و زمينه رسيدن به مرحله دوم از مرگ عاطفي يعني رنجش و عصبانيت مي شود. در مرحله دوم ،
مخالفت هاي تجميع شده به‌صورت اعتراض حتي ابراز تنفر موقتي ظهور مي يابد . بروز سرزنش ها و ملامت ها و عکس العمل هاي احساسي و بعضاً غير قابل توجيه عقلاني و حتي ايجاد درگيري هاي بزرگ بر روي مسائل کوچک و قابل گذشت ، حاکي از جدايي عاطفي موقت يک جريان يا فرد سياسي است ، حال اگر اين رنجش و عصبانيت به‌دفعات تکرار شود و انرژي منفي ناشي از اين خشم هاي فرو خورده يا رنجش هاي ابراز نشده يا مسائل حل نشده بر روي  هم انباشته گردد ، فرد يا سازمان به مرحله سوم يعني عدم پذيرش و طرد پا مي گذارد . در مرحله سوم، فرد با بهانه اي کوچک در حالي که احساس پوچي وجودش را در برگرفته است ، تصميم به انشعاب يا فاصله گيري مي کند . او احساس مي کند که درک نشده و حتي از وجود او سوء استفاده شده است ، اين فرد اگر يک جريان سياسي باشد گمان مي برد به او ابزاري نگاه شده و اساسا علاقه و پيوندي ريشه دار و دو سويه ميان او يا سازمان يا جريان سياسي اصلي وجود نداشته است  . او گمان مي برد تاکنون با توهم اين رابطه با تمام وجود خود در حالي به تلاش پرداخته است که طرف مقابل اهداف ديگري را در سر مي پرورانده است .
اين احساس پوچي و مورد سوء استفاده واقع شدن ، شرايط روحي بحراني و خطرناکي را براي فرد يا سازمان رنجيده فراهم مي کند که يا او را به سطح درگيري و انقطاع کامل ارتباطي مي کشاند که طبعاً در اين وضعيت او به‌دليل احساس مورد سوء استفاده قرار گرفتن، نفرتي غير طبيعي و مواضعي راديکال را عليه بدنه و جريان اصلي به نمايش مي گذارد و يا به مرحله چهارم يعني سرکوب وارد شده و براي حفظ وجهه يا آبرو، به پذيرش شرايط نامطلوب از منظر خويش تن داده و در حالتي مملو از بي حسي و بي تفاوتي بدون انگيزه و صرفاً براي حفظ ظاهر به رابطه ادامه مي دهد ، البته براي اهل سياست راه ديگري هم وجود دارد و آن روي آوري به تز يک گام به پس دوگام به پيش براي تجميع قوا و زدن ضربه به رقيبان در زمان و مکان مناسب است .
آنچه که روشن است اين روند اساسا ، مسير ناسالمي است و در صورت امکان بيان نظرات و رفع اختلافات کوچک در همان گامهاي نخست ، فرد يا سازمان به مسير انحرافي سرکوب رواني خود يا مرگ عاطفي وارد نمي شود .
نگارنده بر اين باور است که جريان موسوم به سبز در همين مسير قرار گرفت و به سوي انقطاع کامل از نظام اسلامي پيش رفت ، در ماههاي اخير نيز وقايعي که رخ داد حاکي از بروز علائم " رنجش " در نزد رئيس جمهور بود ، پنهان سازي اين حالات مفيد نيست و شايسته است حداقل در جلسات مشترک سران قوا ضمن پذيرش واقعيت اختلافات جزئي ، در همان گامهاي نخست اين مسائل حل شود
و  الا مسائل حل نشده ، مستعد تبديل شدن به اعتراض هايي است که فقط و فقط منجر به تشويش اذهان عمومي ، ناديده انگاري زحمات و ظرفيت هاي موجود و نهايتا وارد آمدن خسارات بي دليل به منافع و حتي امنيت ملي مي شود .

 
 
 
Copyright © 2007-2014 Modern Thinkers Party of Islamic Iran, All rights reserved.